خرید بک لینک
چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی هر چه برگم بود و بارم بود هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود هر چه یاد و یادگارم بود ریخته ست چون درختی در زمستانم بی که پندارد بهاری بود و خواهد بود دیگر اکنون هیچ مرغ پیر یا کوری در چنین عریانی انبوهم آیا لانه خواهد بست؟

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 8:07

وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 8:07

این جهان یک کمدی است برای آنها که می اندیشند و یک تراژدی برای آنها که احساس می کنند  

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:27

زندگی ذره ذره می کاهد خشک و پژمرده می کند چون برگ مرگ ناگاه می برد چون باد زندگی کرده دشمنی یا مرگ  

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:27

هوا دلگیر درها بسته سرها درگریبان دستها پنهان نفسها ابر دلها خسته وغمگین درختان اسکلتهای بلور آجین زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه زمستان است  

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:27

ندای موج نگاهت به دام ما افتد اگر تو را نظری بر سلام ما افتد خصم وار براندازم نشان از گلاب اگر زکوی تو بویی به مشام ما افتد شبی در نظر دارم که عیشم شود کامل اگر لبابت قطره ای مدام ما افتد به رسم شرم وکیلا بر&

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:27

شب عاشقان بی دل چه شبی دراز باشد              تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد    

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 18:30

درآمد از در خندان لب و گشاده جبین کنار من بنشست و غبار غم بنشاند فشرد حافظ محبوب را به سینه خویش دلم به سینه فرو ریخت تا چه خواهد خواند به ناز چشم فرو بست و صفحه ای بگشود ز فرط شادی کوبید پای و دست افشاند مر&

برچسب: نویسنده: رویا نوروزی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 18:30

صفحه بندی